عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

1024

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

مىشود . من خودم را با اين علما كه حضور دارند براى كارى وقف كرده‌ام و خون خودم را در اين راه مىريزم تا اين كار صورت بگيرد . مگر نمىدانيد با كى طرف مىباشيد . طرف شما سلطنت است . شخص بىسروپايى نيست . شاه كمال همراهى را با شما براى اجراى اين مطلب دارد . » آسيد محمد گفت امور تدريجى است . بايد گفت ما اين دو انتخابنامه را تا روز شنبه اصلاح مىنماييم . روز دوشنبه كه در اين‌جا حاضر شديم تمام شده به شما مىنماييم . بعد مردم دعا و ثنا گفتند و بلند شدند كه بروند دوباره آنها را صدا زد برگرديد . مراجعت كردند و نشستند . آقا سيد عبد اللّه گفت كه ما مشغول اصلاح نان و گوشت مىباشيم . و روز دوشنبه حاضر شديد تمام كرده به شما مىدهيم . مردم دعا و ثنا گفتند و پراكنده شدند . هنوز مجلس آنها مرتب نيست . اغلب مردم روى زمين نشستند . در آن بين‌ها كه مشغول صحبت بودند صداى تفنگى از همسايه‌هاى آنها استماع شد . معلوم نشد كه عمدا از طرف دولت در كردند كه مردم بترسند يا خير . در هرصورت بىموقع بود . روز شنبه يازدهم ، علما انتخابنامه را به توسط عضد الملك براى شاه فرستادند كه امضا نمايد . هم در آن روز علما مأمور به قصابخانه فرستادند كه پوست و كله به خود قصاب برسد و حكومت نبرد . از اين جهت در آن روز صد دينار از قيمت گوشت كم شد و چاركى يك قران مىفروشند . دولت هم ده هزار تومان به چوبدار [ داد ] . بيست هزار تومان ديگر را پانزده روز مهلت خواسته . حكومت طهران خيلى بىقوت است . فراش او را هرجا برود كتك مىزنند . چنان‌كه نزديك درب حكومت يك نفر كاسب را فراش گرفت . يك نفر سيد از دست آنها گرفت و گفت در قهوه‌خانه ببريد و عملش را تمام نماييد . از طرف رعاياى ايران در قفقاز ، تشكرنامهء چاپى براى آقا سيد محمد فرستاده‌اند كه دولت ايران مشروطه شده و نيز در جرايد روس مىنويسند كه مسلمانان قفقاز حاضرند كه پنجاه‌هزار نفر با اسلحه به كمك اهالى ملت ايران بفرستند و در تمام روزنامه‌هاى خارجه ، وقوع مشروطهء ايران را نوشته بود و نيز صدر اعظم به تمام دول اخبار كرده كه دار الشوراى ملى دائر شده ، تمام دول تهنيت به شاه نوشته‌اند و مسلمانان ايرانى در تمام